یادداشت| چهل روز بعد از تو
این یادداشت دلی در چهلمین روز شهادت رهبر جمهوری اسلامی ایران نوشته شده است؛ برای رهبری که با ایستادگی در راه آرمانهای انقلاب و دفاع از ملت ایران به شهادت رسید و اکنون در اربعین او، دلهای بسیاری میان دلتنگی و امید، یاد و راهش را مرور میکنند.

آقا جان…
حالا بعد از چهل روز سخت، چهل روزی که شب و روز تصویر نازنینت پیش چشمهایمان بود، تازه میفهمیم دلتنگی یعنی چه. چهل روزی که بغض در گلویمان ماند و از ترس آنکه دلِ همراهانمان نلرزد، نگذاشتیم اشک از گوشهی چشمهایمان جاری شود.
اما راستش را بخواهی… دلِ ما هوای گریه کرده است.
آقا اجازه…
امروز، در اربعینت، بغضمان دیگر طاقت نیاورد و شکست.
چهل روز است نبودنت را تمرین میکنیم؛ چهل روز است با یاد نگاهت راه میرویم، با یاد کلامت صبر میکنیم و با خاطرهی حضورت دلهایمان را محکم نگه میداریم.
دلتنگی هست… خیلی هم هست. جای خالیات در لحظههای زندگی پیداست؛ در سکوتها، در خاطرهها، در هر جا که نامت به میان میآید.
اما در دل همین دلتنگی، نوری هم هست؛ نوری از امید، از ایمان، از همان وعدهای که خدا داده است.
تو رفتی، اما راهت آرمانت ادامه دارد. آرمانت در دلها ریشه دواند و نامت در میان مشتهای گرهکرده ما جاری شد.
ما باور کردهایم آنکه در راه حق بایستد، شکست ندارد؛ حتی اگر مسیرش پر از رنج و اشک باشد، پایانش چیزی جز پیروزی نیست.
این وعدهی خداست.
پس امروز در اربعینت، ای شهید حقیقت، اشک میریزیم؛ نه از سر ناامیدی، بلکه از دلتنگی فرزندی برای پدری مهربان. از شوق دیدار دوباره و از عهدی که با تو و با راهت بستهایم.
بگذار اشکهایمان جاری شود… بگذار دنیا بداند دلهایمان هنوز برایت میتپد. اما در کنار این اشکها، قدمهایمان محکمتر از همیشه در همان راهی است که تو نشانمان دادی.
آرام بخواب…
ما هنوز ایستادهایم؛ و یقین داریم ماندن در راه حق، پایانش همان وعده بزرگ خداست:
پیروزی.
پایان متن/